پارسا نوشت

گاه نوشته های من در پرشین بلاگ

شب یلدا

واقعا خیلی زود گذشت!

خیلی چیزای خوبی که پارسال شب یلدا داشتم رو امسال ندارم و البته خیلی چیزای جدید هم بدست آوردم.
پارسال بازی شب یلدا دعوت شدم امسالم همین طور دارم میگردم 5 تا مورد که کسی از من نمیدونه پیدا کنم که بنویسم...

راستی شب یلداتون مبارک

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ دی ۱۳۸٦
تگ ها :


موبيل تايپ هم متن باز شد...

موبيل تايپ متن باز شد.یعنی شما مي تونيد اونو بصورت رايگان تغيير بدین،دوباره توزيع کنيد يا از موبيل تايپ براي هر منظور و هدفي استفاده کنید.



ام تی اوپن سورس رقیب تازه ای برای وردپرس خواهد بود.

پایین نوشت:
ام تی هم یکی از اون برنامه هایی است که من ارادت خاصی دارم بهشون

لینک:
movabletype

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


PHPBB3 Gold Released

دیروز نسخه جدید و نهایی PHPB3 Gold آزاد شد.
PHPBB یک برنامه برای ایجاد انجمن های گفتگو هستش که من ارادت خاصی بهش دارم البته از نظر امکانات حرف نداره!

لینک:
سایت پی اچ پی بی بی

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


واژه 'سامانه رادیویی بسته ای GSM ' به جای GPRS!!!!

گروه مخابرات فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه "سامانه رادیویی بسته ای GSM " را به جای کلمه GPRS برگزید.
انصافا آخر بیسواد هستن اینا

چند نکته:
1- همه میدونن سامانه معادل System هستش ولی جالبه بدونید حرف S تو GPRS اختصار Service هستش یعنی خدمات!
2- اگه واژه فارسیه GSM اونجا چی کارست...
3- با گذشت حدودا یک سال از عرضه این سرویس و جا افتادن اون به عنوان GPRS تازه اومدن بگن که ما هم وجود داریم، باریکلا به شما


منابع:
GPRS جی پی آر اس

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


ایران کجاست؟

ایران کجاست؟

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


تصادف...!

چهار نفر از دوستانم تصادف شدیدی کردند
واسه یکیشون فاتحه بفرستین
واسه اون 3 تا هم دعا کنید از کما در بیان


  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


نیمه شب آواره و بی حس و حال...


نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال

پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت

دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را

همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود

امد و هم اشیان شد با منو هم نشین و هم زبان شد با منو

خسته جان بودم که جان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو

دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم زه دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر

آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد

گفتمش ......

گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل

گر تو ذورق وان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل

دل زه عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده

گفت .........

گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان

با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل زه جادوی رخت افزون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره عافاق بود در نجابت در نکویی طاق بود

روزگار.....

روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست..

بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلداری دیگر عهد بست

با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول اون رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم

باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم

زره زره آب گشتم

کم شدم.....

آخر آتش زد دل دیوانه را ......

آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را

عشق من .....

عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر

خاطراتم را تو بیرون کن زه سر دیشب از کف رفت فردا را نگر

اخر این یک بار از من بشنو پند بر منو بر روزگارم دل نبند

عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ..... عشق دیرین گسسته تار و پود

گر چه آب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود...

بعد از این هم آشیانت هر کس است .... بعد از این هم آشیانت هرکس است

باش با او یاد تو ما را بس است



---
پایین نوشت: متن بالا یک دکلمه خیلی زیباست که روی آهنگ از کرخه تا راین بوی پیراهن یوسف خونده شده، فایل صوتیش رو پیدا کردم میذارم.



  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


ایرانسل

دقایق رایگان برای تمامی مشترکین ایرانسل!


ايرانسل عشق را تكميل مي كند: در نيمه شبها با دقايق رايگان ايرانسل مخ عزيزانتان را كاملا بزنيد!! عشق را با ايرانسل معني كنيد. (روابط عمومي ايرانسل)





  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :