پارسا نوشت

گاه نوشته های من در پرشین بلاگ

ديروز شيطان را ديدم!!!

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد . و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند . و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند . و بعضي آزادگيشان را !!!

  
نویسنده : پارسا فاتحی ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :